تبليغاتX
قدح
این آخر عمری

پایمان به چه جاهایی که باز نشده !!

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 12:58 توسط قدح نوش |

اذن دخول میکده

یه خورده به ما هم می بده

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 0:24 توسط قدح نوش |

 

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود

عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود

شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر

مهربانی حاکم کل مناطق می شود

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 10:15 توسط قدح نوش |

 

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ

﴿ 15 الجاثية

+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 19:51 توسط قدح نوش |

 

یارم چو قدح به دست گیرد                بازار بتان شکست گیرد

...

+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 0:42 توسط قدح نوش |

محرم رفت اما غصه باقی است

سر این قصه در دستان ساقی است

+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 21:59 توسط قدح نوش |

روز پنجم

والله لا افارق عمی

 

 

روز چهارم

و این دو

هدیه خواهر توست.

 

 

روز سوم

عمه سه ساله

            مددی

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 23:13 توسط قدح نوش |

و قدح

مدت هاست

که شکسته

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 16:59 توسط قدح نوش |

فقیریم

و عشق است فقیری

که تو حج فقرایی

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 9:50 توسط قدح نوش |

چو گلدان خالی

...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 10:3 توسط قدح نوش |

راستی
این روزها
چه قدر زود
شب می شود.


+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 10:57 توسط قدح نوش |

 

آن

 دو اقیانوس موّاج

 را می گویم .

چشمانش را ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 23:15 توسط قدح نوش |

در سوگ قیصر شاعران انقلاب.
همو که سرود:

مرا

به جشن تولد
فراخوانده بودند
چرا
سر از مجلس ختم
درآورده‌ام؟

یاد و خاطره " قیصر امین پور " گرامی باد.


+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 10:35 توسط قدح نوش |

بن بست آزادی

روستا ئی ها هم فهمیدند که

 کوچه آزادی های این زمانه بن بست است.

این شهری ها

کی می فهمند؟!

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 0:57 توسط قدح نوش |

خیلی وقت بود
که
بی خبرم بودم
از او

...

الله اکبر



+ نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 14:26 توسط قدح نوش |

صنما تو همچو آتش، قدح مدام داری
به جواب هر سلامی که کنند جام داری


 

+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 12:32 توسط قدح نوش |

کاش
...

هیچی!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 13:3 توسط قدح نوش |

آرام
چشمانش را
            بوسیدم
لبانم
           آتش گرفت.

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 12:57 توسط قدح نوش |

این رسمش نبود ...

 

گفتی:

قسمت این بود.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 14:30 توسط قدح نوش |

 

دارم تو را به جا می آورم

مثل نماز.

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 11:38 توسط قدح نوش |

 

بر حصير دل نشستند آنقدر بيـــگانگان

تا دگر بر روي آن يك آشنا هم جا نشد

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 10:28 توسط قدح نوش |

با خودم می گویم:

کاش صد تا مثل تو داشتم.

...

نگاهت می کنم:

نه!

چون تکی

دوستت دارم!

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 12:41 توسط قدح نوش |

 

وقتی که من

 عاشق شدم

شیطان به نامم

سجده کرد

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 14:38 توسط قدح نوش |

 

نگاهی می کنی ما را

مگر عاشق ندیدی تو

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 23:43 توسط قدح نوش |

بیمار خنده های توام

                        بیشتر بخند...

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 0:48 توسط قدح نوش |